دانی که مرگ بزرگی است در حیات

با جسم زنده و با روح در ممات؟

مردم شکنجه و آزار و خستگی

رامش زدل زاید و از زندگی ثبات

رو به مزاج کند،شیر بیشه را

تلخی دهد چو زهر،دهان پر از نبات

از درب زندگی چو درون شد،مصیبت است

گر ذات حق به تفضل دهد نجات

ایمان و دین به خطر افکند بسی

گم کرده راه نشناسد زِ هم جهات

آفت زند به برین باغ زندگی

خشکی به باغ بیفتد ،شود زمین موات

فقر است،این همه اسباب نا صواب

شرحش قلم ننویسد به صد دوات

»ابراهیم یکتایی«